حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زن جوان وقتی در مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت درباره ماجرای زندگی مشترکش چنین گفت: پنج سال است با داریوش ازدواج کردهام. او اهل سفر بود و من هم این مساله را دوست داشتم. اوایل مرتب با هم به سفرهای مختلف میرفتیم. داریوش عاشق این بود که یهویی و بدون هیچ وسیلهای به سفر برود. چند روزی را در طبیعت باشد و با حداقل امکانات طبیعت گردی کند. اوایل من هم با او همراه بودم، ولی بعد از مدتی از این نوع سفرها خسته شدم.
از اینکه برویم و شب را در جنگل و بیابان تنها با یک چادر بمانیم. این سفرها فقط گاهی جذاب و
هیجان انگیزند. ولی آدم دوست دارد گاهی هم سفر راحت برود. خانه یا هتل بگیرد و از سفرش لذت ببرد، ولی داریوش فقط به جنگل و کویر میرود، شبها در چادر میماند و با شرایط سخت زندگی میکند. جالب اینجاست که خسته هم نمیشود و تقریبا
هر دو هفته یک بار به این سفرها میرود. الان پنج سال است که زندگی ما شده سفر و طبیعت گردی؛ حتی یکبار هم به یک سفر درست و حسابی نرفتیم. اگر با او میرفتم باید در شرایط سخت قرار میگرفتم، اگر هم نمیرفتم که باید در خانه تنها میماندم. خیلی از تعطیلیها ما مجبور بودیم در جنگل و چادر بمانیم. هر چه از او میخواهم حداقل بهخاطر دل من هم که شده یک سفر خوب و راحت برویم، قبول نمیکند. من این همه سال به خاطر دل او به سفرهایی رفتم که گاهی حتی به من خوش هم نمیگذشت، اما داریوش حاضر نیست حتی
یک بار هم با سلیقه من رفتار کند. من از ماندن در طبیعت و زندگی در کنار کلی حشره و حیوانات مختلف خسته شدم. آخرینبار وقتی چند روز تعطیل بودیم از داریوش خواستم اینبار با سلیقه من به سفر برویم، قبول نکرد. من هم گفتم اصلا به سفر نرویم، اما در کمال ناباوری داریوش به تنهایی رفت و به من اهمیتی نداد. من هم تصمیم گرفتم به این زندگی مشترک برای همیشه پایان دهم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: مائده از همان روز اول میدانست که من عاشق سفرم. با من به سفرهای مختلف آمده بود و میدانست که چطور به مسافرت میروم. من عاشق طبیعتم. عاشق این هستم که تمام طبیعتها و کویرهای ایران را ببینم. از سفرهای شهری و ماندن در هتل و گشتن در شهر بیزارم. مائده خودش هم میگفت که مثل من است و از این جور سفرها بدش میآید، اما حالا با من لج کرده و مدتی است که فقط غر میزند. تنها به خاطر اینکه سلیقه خود را به من تحمیل کند، این کارها را انجام میدهد. آخرین بار هم سر سفر آن قدر دعوا و توهین کرد که ترجیح دادم از خانه بیرون بروم و خودم به تنهایی سفر کنم. وقتی او مرا درک نمیکند، چرا باید در کنارش زندگی کنم؟
در پایان قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند. او از این زوج خواست برای حل مشکل شان به مرکز مشاوره مراجعه کنند.
صبور باشید و به خواسته های هم توجه کنید
منصوره نیکوگفتار، روانشناس در اینباره میگوید: به نظر من اولین چیزی که زوجها بعد از آغاز زندگی مشترک شان باید به آن عمل کنند، صبر و مهارت بالابردن این ویژگی در خود است. درست است که قبل از ازدواج زن و مرد اکثر تصمیمگیریهای زندگی را خودشان میگرفتند، اما آنها باید بدانند بعد از ازدواج یک نفر هست که در بیشتر مناسبات زندگی شریک شان است و این یعنی ممکن است در بسیاری مواقع یک نظر مخالف هم وجود داشته باشد.
برای همین در شرایط جدید نیاز به بالا بردن صبر خواهند داشت و نباید توقع داشته باشند همه چیز همانطور که در دوران مجردی پیش میرفت، پیش برود. از طرف دیگر زن و شوهر باید بدانند که هر انسانی نیازهای متفاوتی با دیگری دارد. هر کدام از طرفین در شرایطی میتوانند با همسر، زندگی توام با صمیمیت و عشق داشته باشند و نظرهای یکدیگر را هرچند مخالف بپذیرند که ضمن در نظر گرفتن نظر و نیاز شخصی خود به نیازهای دیگری هم توجه کنند و در راستای برآورده کردن و تامین آنها قدم بردارند. در این صورت است که زندگی مشترک میتواند با آرامش و همدلی و درک همراه باشد. وگرنه هرکدام از طرفین در زندگی مشترک با مشکلاتی سخت و جدی مواجه خواهند شد.
سیما فراهانی
تپش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....